کریستیانا فرناندز کریشنر اولین رئیس جمهور زن آرژانتین است و تنها رئیس جمهوری در این کشور است که در دوره های گذشته نیز شوهر وی این سمت را داشته است.

 کریشنر را یکی از معدود چپی های آمریکای جنوبی می شمارند، یعنی همردیف هوگو چاوز، اورتگا و مورالس. خب این هم کم مقامی نیست ولی این سیاستمدار زن آخرهای این جدول جای گرفته است.

نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که در آمریکای لاتین که هنوز هم ایالات متحده آمریکا آن را حیاط خلوت خود می داند-هر چند که دیگر نیست!- راستی و چپی بودن معنائی غیر از آنچه در ایران بین ما متداول است می دهد. در ایران اصلاح طلب ها تحت هر عنوانی شده است سعی در برقراری رابطه با آمریکا دارند و واشنگتن و نیویورک را بهشت گمشده خود پنداشته اند. در مقابل اصولگرایان با کمی بالا و پائین، تکیه بر قوای داخلی را مقدم بر ارتباط با آمریکا می کنند و برخی از آنان از منتقدین سرسخت توافق هسته ای به شمار می روند.


با درنظرگرفتن واقعیت های موجود در آمریکای جنوبی و آمریکای مرکزی و "بختک"ی به نام ایالات متحده آمریکا، یقینا راست گرایی در این منطقه به معنایی که ذکر شد مساوی با عدم خواهد بود و ندیده باید گفت نیست! فلذا دولت های راست گرا نظیر: مکزیک، کلمبیا، پاناما، گواتمالا و شیلی را می توان موافق صددرصد سیاست های آمریکا و دولت های راست گرا نظیر: ونزوئلا، نیکاراگوئه، کوبا، بولیوی و اکوادور را در بهترین فرض باید موافق هشتاددرصدی سیاست ها و سیادت های ایالات متحده آمریکا دانست.

برای درک روشن تر مطلب بالا مثالی می زنم: فرض کنید در روستایی واقع در منطقه ای صعب العبور یک خان قلدرمآب وجود دارد که شاهرگ های حیاتی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی روستا را در قبضه خود دارد. برخی مردم روستا صلاح مملکت خویش را در فرمانبری از کدخدا می بینند و در قبال این خوش خدمتی ها، جیره و مواجب خود را هم دریافت می کنند. عده ای که سودای گردنکشی و استقلال طلبی دارند هم البته خیلی قدرت شاخ شدن با کدخدا را ندارند و فقط منظورشان این است که لااقل کدخدا بگذارد گاهی هم از محصولات خودمان استفاده کنیم و مجبور نباشیم مایحتاج مان را فقط از در دکان کدخدا بخریم!

چپ گرایی به این معنا نافی احتیاج حیاتی به کدخدا نیست، بلکه اگر کدخدا اراده کند که یاغیان را ادب کند، کافی است دیگر به آنها جنس نفروشد و دیگر هیچ!

دولت چپ گرای کریشنر نیز علیرغم برخی تحرکات ضدامپریالیستی، همواره تحت سیطره رژیم صهیونیستی و دست نشاندگان آمریکایی بوده است و نمی توان آن را همسان یاغی گری های فیدل کاسترو و هوگو چاوز دانست، هرچند راهی که انتخاب کردند آنها را کمی از انحصارطلبی های آمریکایی دور کرده و در قبال آن زخم هایی نیز بر پیکر خود تحمل کرد.

این روزها که انتخابات آرژانتین وارد دور دوم شده است، باید دید که مردم آرژانتین چقدر از این سیاست های چپ گرایانه دولت کریستیانا کریشنر حمایت می کنند، هرچند که نباید فراموش کرد که این دوره انتخابات، جنگ نابرابری بین یک کاندیدای حزب حاکم و چپ گرا در برابر لشکری از راست گرایان حامی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست.

دور نخست انتخابات ریاست جمهوری آرژانتین روز یکشنبه در این کشور برگزار شد و موریسیو ماکری، نامزد محافظه کار به همراه دانیل سیولی، نامزد چپ ها به دور دوم راه یافتند. بر اساس نتایج اولیۀ اعلام شده، نامزد محافظه کار این انتخابات به ۳۵.۹۱ درصد آرا دست یافته و در مقابل، دنیل سیولی نیز نزدیک به ۳۵.۰۱ درصد آرا را کسب کرده است.

تا آغاز ساعات اداری روز دوشنبه، در حدود ۷۰ درصد از این آرا شمارش شده بود. آرای بوئنوس آیرس هنوز به طور کامل شمارش نشده و با توجه به میزان رای دهندگان در این شهر، شمارش کامل آرای این استان می تواند در نتیجۀ نهایی موثر باشد.

علاوه بر رئیس جمهور، چهرۀ ۱۱ فرماندار و نمایندگان سنای آرژانتین نیز در این انتخابات مشخص خواهد شد.

دنیل سیولی نامزد چپ های میانه روی آرژانتین از حمایت کریستنیا کریشنر، رئیس جمهوری کنونی این کشور برخوردار است و همین امر بر محبوبیت وی افزوده است. وی که فرماندار بوئنوس آیرس نیز هست، در حزب حاکم نیز عضویت دارد.

پیش از این انتخابات، نظرسنجی ها از پیروزی دنیل سیولی با ۱۰ درصد اختلاف از موریسیو ماکری خبر می داد. طبق قوانین انتخاباتی آرژانتین، برای پیروزی در دور نخست انتخابات، کاندیدای ریاست جمهوری باید ۴۵ درصد آرا را کسب کند.

دور دوم این انتخابات روز بیست و دوم نوامبر برگزار می شود و منابع نزدیک به هر دو کاندیدا با توجه به نزدیکی نتایج به دست آمده، از رقابت شانه به شانۀ این دو رقیب خبر می دهند.